هوم خب تولد حضرت مسیحه
اگه زنده بودی الان ۲۰۲۳ سالت بوداا
فک کن باید ۲۰۲۳ تا شمع فوت میکردی
تولد ۲۰۲۳ سالگیت مبارک
.
بعدا نوشت:هوم فک کردم شاید بهتر باشه قبل اینکه شروع کنید به خوندنش بگم نخونید بهتره
سالا دارن میگذرن
شمسی و میلادی و قمریشم فرقی نمیکنه
یکی بعد اون یکی دارن میان
و این شخص دوباره از خودش بدش میاد
همیشه دلم میخواست یا ازین دخترا باشم که هیچ کاری بلد نیستن ،خجالتین و مثلا جز کاری مثل آشپزی چیزی بلد نیستن
مسخرست خب میدونم
ولی اون بخش از و۹ودم که بعضی وقتا دلش توجه میخواد به این ورژن فک میکنه
یا ازین دخترا که همه فن حریفن و همه چی بلدن و همه کاری میکنن و همونین که به اون دختر ضعیفا کمک میکنن
ولی متاسفانه هیچکدومشون نیستم
از نظر خودم انقدرام آدم بدی نیستما
ولی چند شب پیش یهو مغزم تصمیم گرفت راجب این فک کنه که میتونستم دوست بهری باشم
میتونستم دختر بعتری باشم
میتونستم خواهر بهتری باشم
میتونستم آدم بهتری باشم
ولی تمام این مدت اطرافیانمو اذیت کردم
میتونستم به جای اینکه اون روز با اون دوستم که وضعیت روحیش به خاطر اون رابطه ی اشتباش داغون شده بود بهتر برخورد کنم و باهاش تند حرف نزنم و باعث گریه کردنش نشم
میتونستم اون چرت و پرتارو ننویسم بدم دست مامانم
میتونستم اون حرفارو به داداشم نزنم
اشک همشونو من در آوردم
باعث گریه ی خیلیا شدم
چرا اون روز انقد تند با مرضیه حرف زدم؟
شاید دلش میخواست یه کار دیگه بکنه
اصلا چرا تو اینکه میخواد قبول بشه یا نه دخالت کردم
چرا یه ۱۴ ساله ی احمق بودم
چرا هنو یه ۱۷ ساله ی احمقم چرا دارم انقد خودمو تخریب میکنم
چرا غرورم هنوز یه گوشه از قلب خبیثم داره میگه احتمالا حق داشتی؟
چرا بعد اینهمه بد بودن بازم دارم حقو به خودم میدم؟
چرا همش این احساسات مسخره درونم به و۹ود میاد؟
چرا هرسری که به سختی اط شرش راحت میشمو فک میکنن دیگه آخرین بار بود دوباره بر میگرده؟؟؟؟؟؟
چرا امروز نتونستم کاری کنم که بقیه نفهمن حالم بده؟
نباید انقد واضح نشون میدادم حالم بده که مامان و بابا و حتی دوستای دوستمم بفهمن حالم بده
خوشبختانه تونستم توجیحشون کنم که معمولیم
ولی نباید میفهمیدن
.
اصلا قصد نداشتم تا آخرامتحانا جز بروز کردن برنامه امتحانام چیزی بنویسم
اصلاهم یادم نبود امروز سال جدید میلادی شروع میشه
گوشی رو که روشن کردم دیدم نوشته
۱ژانویه
سرهمین اومدم نوشتم و انگار دنبال بهونه بودم که چرتوپرتامو بنویسم
برچسب:
نویسنده: یاسین کاشانی